اخبار

در سوگ او که تنها «ده دقیقه پیرتر» از من بود...

در سوگ او که تنها «ده دقیقه پیرتر» از من بود...
ای رهروی «جاده‌های کیارستمی»، سرانجام دانستی «خانه‌ی دوست کجاست؟» «کلید» آن را «زیر درختان زیتون» یافتی؟ «طعم گیلاس» را چشیدی؟ «شیرین» بود؟ ...

 

 

 

 

 

در سوگ او که تنها «ده دقیقه پیرتر» از من بود...

 

ای رهروی «جادههای کیارستمی»،

سرانجام دانستی «خانهی دوست کجاست؟»

«کلید» آن را «زیر درختان زیتون» یافتی؟

«طعم گیلاس» را چشیدی؟ «شیرین» بود؟

 

ای باارزشتر از «طلای سرخ»،

فاخرتر از «فرش ایرانی»، ...

چه ناگهانی «مسافر» شدی،

و بی «بلیت» به «سفر» رفتی!

 

... «باد تو را هم برد»؟

همچون «بادکنک سفید»؟...

 

«کلوزآپ» چهرهات،

چون «کپی برابر اصل»،

هماره در یاد و نظرم خواهد ماند،

«مثل یک عاشق»

 

«من هم میتوانم»،

همانند کلاس «اولیها»،

«مشق شب» بنویسم،

و در آن «گزارش» دهم پندارهات را که:

برای زندگان ... «زندگی ادامه دارد...»

 

ای «تولد نور»، با تو «آینده دوباره پر شده»...

 

مهرداد آهنخواه

تهران

هفدهم تیرماه یکهزار و سیصد و نود و پنج

17/04/1395

 

کیارستمی - مهرداد - منظره

 

۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۱:۴۲
مهرداد آهن خواه - www.irancad.com |
تعداد بازدید : ۱,۷۷۴
کد خبر : ۱۰,۶۶۹

نظرات بینندگان


تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید